زندگی جالب آقا و خانم نیکوکار

آنا محمد آقپور و شهلا ملک پور زوج نیکوکار اهل گنبد کاووس، در حالی میلیاردها تومان صرف امور عام المنفعه و ساخت بیمارستان و مدرسه نموده اند که می توانستند با آن زندگی مرفهی را برای خود فراهم نمایند.

زندگی جالب آقا و خانم نیکوکار

به گزارش گروه رسانه های خبرنگاران، مثل یک معادله می ماند؛ معنای از هر دست بدهی از همان دست پس خواهی گرفت. معادله ای که همه افراد اهل خیر از آن نتیجه گرفته اند و پایه های زندگی شان را بر این اساس گذاشته اند. آنان این طور می اندیشند که همه انسان ها یکی هستند و باید برادرانه در کنار هم باشیم و پشت به پشت هم کشورمان را بسازیم و آباد کنیم. و این دقیقاً وجه اشتراک تمام ایرانی ها از همه اقوام و مذاهب است. این گونه است که دست هایی در هم گره خورده اند تا محرومیت ها را تبدیل به آبادانی نمایند و گام هایی هستند که از هیچ کاری برای تحقق آرمان های سازنده کوتاهی نمی نماید و حتی ذهن هایی که جز مثبت اندیشی و خیرخواهی در خود چیز دیگری نمی پرورانند؛ مثل آنا محمد آقپور و شهلا ملک پور زوج نیکوکار گلستانی. آنا محمد چهره برتر داوطلب در سال های 1390 و 1391 و خیّر برتر کشور در سال 1392 است. همسرش، شهلا خانم را هم دوستان و آشنایان با نام های خانم آقپور و بانوی خیّر شهر می شناسند. آن ها در حالی میلیاردها تومان صرف امور عام المنفعه و ساخت بیمارستان و مدرسه نموده اند که می توانستند با آن زندگی مرفهی را برای خود فراهم نمایند. آن ها معتقدند: انسان تا زنده است و زندگی می نماید باید از همنوعش حمایت کند. این زوج خیر حتی در حادثه سیل اخیر لحظه ای برای کمک رسانی درنگ ننموده و کمک های قابل توجهی جمع آوری و ارسال نموده اند و تا امروز در کنار مردم سیل زده هستند .

مسئولیت سنگین میراث پدری

یک لبخند و یک خوشآمدگویی صمیمی شهلا خانم و آقا محمد آغازگر دیدارمان می گردد. وقتی از آقا محمد می پرسم فعالیت های عام المنفه تان از کجا آغاز شد در پاسخ مکثی می نماید و به اینکه باید چطور سؤال را جواب بدهد فکر می نماید. دست هایش را بالا می آورد و می گوید: این دست ها را نگاه کنید؛ فکر می کنید کسی که این دست ها را آفریده چه ویژگی دارد؟ مسلماً چنین خدایی، خدایی مهربانی و سخاوتمندی است. جواب سؤالتان را این گونه می دهم که من خدا را این گونه شناختم و در راه همین خدای مهربان به خلقش خدمت می کنم .

اما بدون شک آدم هایی با چنین تفکری، نگاه متفاوتی نسبت به اطرافشان دارند؛ اندیشه ای که جایی درگذشته این زن و شوهر نهفته است و آقا محمد با لهجه ترکمنی بازگو می نماید: به هیچ وجه نمی توانم از مسائل اطرافم به راحتی بگذرم. گاهی وقت ها درباره این موضوع زیاد فکر می کنم. دست آخر به این نتیجه می رسم که این احساس میراث پدری است که نسل به نسل در خانواده ما انتقال پیدا نموده است. پدر و پدربزرگم از خیران شهرمان بودند و در جای جای شهر آثار خیرخواهی های آن ها مشاهده می گردد. مصلای اهل سنت در بهترین نقطه شهر که نمی توان روی آن قیمت گذاشت یکی از آن آثار است. هنوز بعد از سال ها هرجمعه یادی از آن مرد بزرگ در شهر می گردد. به همین دلیل کوشش می کنم که ادامه دهنده راه پدرم باشم. دقیقاً این موضوع که باید ادامه دهنده راه کسانی باشم کار را سخت می نماید. چون باید کوشش کنم اعتماد مردم کم نگردد و تمام کارها به نحو درستی به پایان برسد. اما من توکل به خدا دارم و کارم را برهمین اساس پیش می برم. فقط به سفارش پدرم مراقب هستم مغرور نشوم و خودم را خدمتگزار مردم می دانم. البته زیاد دوست ندارم درباره اثر مادی کارهای خودم و خانواده ام صحبت کنم؛ چون وظیفه هر انسانی کمک به دیگران است .

شرط آن است که از همه چیزمان بگذریم

لابه لای تمام حرفهای خیر گنبدکاووسی پر از دغدغه هایی نسبت به مردم فقیر و محروم است. او تاکنون 3 مدرسه، 4 خانه بهداشت و یک بیمارستان 94 تختخوابه ساخته است. می گوید: محرومیت در خیلی از جاهای کشور به خصوص در گنبدکاووس بیداد می نماید. باعث تأسف است که هنوز دانش آموزانی در این استان و بعضی از نقاط کشور در کانکس تحصیل می نمایند. این دانش آموزان با سختی تمام در اوج محرومیت درس می خوانند. وقتی با این صحنه ها روبرو می شوم دلم آتش می گیرد. دوست دارم تمام مردم در آسایش زندگی نمایند و سهم یکسانی از زندگی داشته باشند. این روزها کمک به سیل زده ها در اولویت فعالیت هاست. مطرح کردنش راستا گفت وگو را تغییر می دهد: سیل در همسایگی من رخ داده است. باید کاری انجام می دادم. همان لحظات اول با یک خاور وسایل اولیه ای که تهیه نموده بودم به محل رفتم. خیلی ها برای کمک رسانی آمده بودند. اما فکر نمی کنم کار من به اندازه آن پیرمردی که تمام زندگی اش را از دست بود و در آن شرایط سخت، همان چند دست لباس و مقداری آذوقه ای که برایش مانده بود را به همشهری هایش می داد و حتی همراه گروه های امدادی کمک رسان مردم بود ارزشمند باشد. اینکه بتوانیم از هر آنچه داریم برای دیگران بگذاریم و آن هم در راه کسب رضایت خدا باشد اهمیت دارد. آقپور چند کامیون ده تنی پر از لوازم اساسی زندگی به مناطق آسیب دیده، ارسال و دوش به دوش مردم کار و فعالیت نموده و در پرداخت وام و بازسازی خانه های سیل زده مشارکت قابل توجهی داشته است .

کارهای زیادی باید انجام گردد

آنا محمد آرام صحبت می نماید؛ آن قدر آهسته که حس خوشایندی را در وجود طرف مقابل ایجاد می نماید؛ طوری که اگر ساعت ها هم پای صحبت هایش بنشینید خسته نخواهید شد. او که اولویت تمام کارهایش محرومیت زدایی است درباره اتفاقی که باعث تأسیس یک مرکز فیزیوتراپی پیشرفته در یک روستای محروم شد شرح می دهد: یک بار در حال کمک رسانی به اهالی یک روستای محروم بودیم که با کودک 2 ماهه ای روبه رو شدم که از بدو تولد دو دستش کج بود. پدر و مادرش مجبور بودند با وجود هزار و یک بدبختی مبلغ 20 هزار تومان فیزیوتراپی اش را تهیه و فاصله چند ده کیلومتری تا شهر را با شرایط سخت رفت و آمد نمایند. خیلی دلم شکست. همین شد که تصمیم گرفتم آنجا خانه سلامت با تجهیزات فیزیوتراپی بسازم. این کار را انجام دادم ولی هنوز روستاهایی هستند که مسائل فراوانی دارند و نیازمند همکمک مسئولان هستند .

آروزیی که محقق شد

شهلا خانم که در تمام لحظاتی که آنا محمد صحبت می نماید ساکت است وقتی صحبت های همسرش تمام می گردد درباره فعالیت های جدیدی که آنا محمد در آن ها پیشقدم شده است شرح می دهد: ازدواج آسان و تهیه جهیزیه کارهایی است که من و همسرم به تازگی آغاز به انجام آن ها نموده ایم. شاید این کار آرزویی بود که از ابتدای ازدواجمان در سر داشتیم و امروز توانستیم محققش کنیم. در این مدت یک ساله پیروز شدیم بیش از 100 زوج جوان را به خانه بخت بفرستیم. هیچ چیز برای آنا محمد به جز لذت بردن از دستیابی به آرزوی دیگران اهمیت ندارد. به همین دلیل شبانه روز به مردم خدمت می نماید .

یار همیشگی این مرد بزرگ همسری مهربان است که در تمام لحظه های کمک رسانی هایش همراه و مشوقش بوده است. شهلا خانم دغدغه های بزرگی دارد و به همین دلیل در تمام عرصه ها کنار همسرش بوده و اکنون عضو شورای شهر گنبدکاووس است. او می گوید: روستاهای شهر ما بسیار محروم هستند. آن ها برای کوچک ترین کار درمانی مجبورند مسافت زیادی را طی نمایند تا به شهر برسند. در طول سال حوادث مختلفی مثل مارگزیدگی، آتش سوزی، انواع بیماری ها و بسکمک از موارد دیگر آن ها را تهدید می نماید که حتی نمی دانند در برابرش چه کارهایی باید انجام دهند. این ها بزرگ ترین دغدغه های من و همسرم است. تصمیم داریم خانه روستایی هلال احمر را با همکاری مسئولان در شهرمان گسترش دهیم تا بخشی از این مسائل برطرف گردد .

منتقد داریم فراوان

این زن و شوهر نیکوکار که حتی در خانه شان به امور مردم نیازمند کمک رسیدگی می نمایند سالیانه مخارج 7500 نفر بیمار را پرداخت می نمایند و امین کسانی هستند که می خواهند در کارهای خیر نقشی داشته باشند. این خیر گنبدکاووسی با بیان اینکه کمک رسانی و همبستگی انسان ها هیچ وقت تمام نمی گردد و اگر این گونه گردد انسانیت تمام خواهد شد درباره نقدهایی که گاهی بعضی افراد به او درباره میزان کمک به دیگران دارند می گوید: بعضی افراد برای کمک هایی که به دیگران نموده ایم نقدمان می نمایند. البته راست می گویند؛ ما می توانستیم به جای این کارها بزرگ ترین شرکت ها و کارخانه ها را ایجاد کنیم اما هیچ چیز در این جهان ماندنی و ارزشمندتر از نام نیک نیست. ما دنبال این نیستم که ناممان سر زبان ها باشد ولی دوست داریم به دیگران خدمت کنیم. همین که مردم برایمان دعا می نمایند و تأثیرش را در تمام زندگی مان می بینیم برایمان کافی است و به خاطر آن خدا را شکر می کنیم .

منبع:فارس

،

منبع: خبرگزاری تسنیم

به "زندگی جالب آقا و خانم نیکوکار" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "زندگی جالب آقا و خانم نیکوکار"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید