آنگاه چمدان هایمان را می بندد

به گزارش وبلاگ مبنا، آنگاه در این روزهایی که مدت هاست چمدان بستن و رهسپار راه شدن، برایمان آرزویی به ظاهر دست نیافتنی شده، به استقبال سفر رفته است. مجله فرهنگی و هنری آنگاه در هر شماره خود به یک موضوع ویژه می پردازد و با قلم نویسندگان و روزنامه نگاران به روایت آن سوژه می پردازد.

آنگاه چمدان هایمان را می بندد

آرش تنهایی، سردبیر مجله آنگاه در نوشتاری با عنوان سفر، رفتن و باز آمدن در ابتدای این شماره چنین مینویسد: نوشته ها را میخوانم، هر نوشته ای یگانه است و بی همتا ولی در انتهای همه این سفرها یک چیز مشترک است. چیزی که تجربه سفر را با مهاجرت، متفاوت می کند؛ بازگشتن به خانه. از پس همه سفر ها به خانه بازمی گردیم، به شهر خیابان، کوچه، خانه و اتاق خویش. اما ایا همان آدم قبلی به خانه بازمی شود ؟ یا این کس دیگری است. سفر را دوست دارم، چون آدم را تغییر می دهد، مهران تر می کند. حتی با خانه اش.

تصویر روی جلد این شماره، عکسی از بازگشت برادران امیدوار، پژوهشگران جهانگرد دهه سی هجری به تهران است در حالیکه لبخندی توام با آرامش بر لب دارند. این عکس شاهد مصور جملات پیشین است.

آدم هایی که قرار بوده باشیم، آدم هایی که میشویم

نگار علیزاده یکی از نویسندگان این شماره آنگاه درباره تنها سفر کردن مینویسد: گاهی فکر میکنم تنها سفر کردن در زندگی من دقیقا محل انفصال بین زنی که شدم و زنی ست که قرار بود باشم. من یک نویسنده درونگرا و خانه نشین بودم می توانستم روزهای متوالی به حتی هفته ها پایم را از خانه بیرون نگذارم تلفن هایم جواب ندهم زنگ را قطع کنم و در دنیای خودم کتاب بخوانم فیلم ببینم و بنویسم. اولین بار وسوسه سفر کردن وقتی به سراغم آمد که سرکلاس تاریخ ادبیات نمایشی دستیار استاد بودم. هر بار از یک کشور به جریان هنری حرف می زدیم و من با خودم فکر می کردم مگر می شود ردپای شهرها را از آثار هنری و هویت هنرمندان حذف کرد. مگر می شود شکسپیر و ایبسن و پاموک خواند اما لندن و نروژ استانبول را ندید.

سپس اضافه میکند: من در یک زمانی که هیچ کس نفهمیده بود کی، از یک زن نویسنده خانه نشین درون گرا و تا حدودی منزوی تبدیل شده بودم به یک زن متاهل کوله به دوش که اغلب اوقات تنها سفر می کند. اینکه روی تاهل تاکید میکنم دلیلش این است که اتفاقاً همین یک واژه انگار معادله ها را بر هم می زند و من را از زنی که قرار بوده است باشم دور می کند. گاهی فکر می کنم یک زن نویسنده متاهل خانه نشین و درونگرا چقدر برای گفتمان مردسالارانه جامعه که زن هایی با توانایی های عجیب می خواهد ایده آل است. زنی که در خانه می ماند و دنیایی خشن بیرون ناز بودنش را مختل نمی کند یعنی که خیلی خوب می تواند وظایف مادری و همسری اش را انجام دهد و در کنار تمام این نقش های سنتی مثل زنان مدرن شغلی هم در خانه دارد و دستش تو جیب خودش است.

هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید

مریم مزروعی نیز به قول خودش افغانستانی را که دیده در چند خط میگنجاند. او مینویسد: ناگهان میبینی سفر در زمان دیگر افسانه نیست. چشم هایت را میگشایی و ایستاده ای وسط تاریخ، قسمت نجیبش اما، لباس ها، دیوار ها، گویش ها و… است.

افغانستان را، بامیان را، مزار شریف را، هرات و کابلستان را باید دید، باید بویید باید به تماشای تمام آن چیزی رفت که نه لنز دوربین ها از پس نمایشش بر می آید و نه قلم ها به توصیفش و البته نه گفته های هرزه سیاستمداران به تحقیرش…

سفر تجربه است

جاسم غضبانپور، از عکاسان جنوبی برجسته مستند اجتماعی نیز در مصاحبه اش با آنگاه در پاسخ به سوال هر شهر شبیه به چیست؟ می گوید: هر شهری شبیه خودش است. هیچ شبیه چیز دیگری نیست واقعاً. یعنی آبادان را با خرمشهر که با هم در 15 کیلومتر بیشتر فاصله ندارند نمی توانند با هم مقایسه کرد. این سوال که شما دارید برای منم بچه که همیشه مطرح بوده است که مثلاً کارمند شرکت نفت که در شرکت نفت خانه دارد توی آبادان بهش ویلا داده اند بعد بهش وام خرید خانه هم دادند چرا می آید و در خرمشهر خانه می خرد. چرا آبادان نمیخرد؟ یعنی هر کدام هویت خاص خودشان را دارند آبادان آنقدرمهاجرنشین بود که کسی آن را برای سکونت دائمی انتخاب نمی کرد همه می آمدند خرمشهر خانه دائمی خریدند. در بوشهر هم کنگان و لنگه به هم چسبیده اند اما کاملاً دو چیز متفاوت هستند. حتی اگر با جاشو هایشان هم بنشینی و صحبت کنی می بینی که چقدر تفاوت دارند. چقدر چیزهای خاص خودشان را دارند، معماریشان، خوراکشان، آداب و رسومشان و اصلاً خلق و خویشان …

در ادامه مطالب مجله نیز یاداشت هایی با عناوین بوم گردی، جنبش مردمی خودجوش، مست و مسخ سفر، سفرآدمی را مهربان تر می کند و… آمده است.

مجله آنگاه که فعالیت خود را از پاییز 1395 شروع کرده تا به امروز در 11 شماره به بررسی موضوع های جذابی از جمله کافه و کافه نشینی، کانون پرورش فکری و نوجوانان، ترانه های عامه پسندی، گالری؛ مهجور موثر، خیام، شاعر اکنون و… پرداخته است. علاقمندان به خرید این مجله می توانند از طریق سایت مجله و یا کیوسک های روزنامه فروشی نسبت به تهیه آن اقدام کنند.

منبع: همگردی

به "آنگاه چمدان هایمان را می بندد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آنگاه چمدان هایمان را می بندد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید